تبليغاتX
سردار شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) - راه اندازی بايگانی جنگ

سردار شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)

راه اندازی بايگانی جنگ

 

بنام خدا

در آن زمان يكي از اساسي ترين خدماتي بود كه در سير هموار نمودن مسايل آن در آينده قابليت و كارآيي داشت.

او معتقد بود مسايل جنگ بايد مكتوب شده و بر روي كاغذ ثبت و تدوين گردند و همواره عنايت مسئولان جنگ را در ارتش و سپاه به اين اصل مهم در ثبت حقايق جنگ توجه مي داد ، و به آنها خاطرنشان مي نمود كه مكتوب كردن طرحها و گزارشاتي كه ارائه مي دهند در آينده آنها را در رساندن به شرايط مطلوب نظامي در حوزه خود مددرسان خوبي بوده و استفاده هاي مفيدي به آنها در بازنگري به مكتوبات گذشته پيرامون وضعيت هاي مختلف و دستيابي به موقعيت برتر در نگاه به آينده راهنما است.

رويه معمول سردار باقري نيز اينگونه بود كه خود شخصاً و به كرات در گاه و بيگاه روزهاي جنگ و نبرد چه پيش و چه حين هر عملياتي ، پس از پيمودن كيلومترها راه كه گاه اگر لازم مي دانست با پاي پياده طي مي نمود ، ضمن نفوذ به اعماق خاكريزها و حتي عقبه دشمن از نحوه آرايش و نوع تحركات تانكها و ادوات آنها به موقع مطلع مي گرديد و همزمان با مشاهده و از زير نظر گذراندن وضعيت ارتش بعث مكتوباتي را به استناد آنچه ديده بود تهيه مي كرد تا بر اساس آنها ارزيابي و تحليل اطلاعات نظامي دقيق و درست را كه منطبق با واقع است به عمل بياورد و از اين طريق ديدگاه خود را از هرگونه ابهام و تيرگي در شناسايي ، ارزيابي و تحليل اطلاعات به دست آمده پاك سازد.

لذا به خاطر فوايد زيادي كه رعايت آن به صحت نتيجه گيري و اقدام يقين مي بخشيد ، همواره مورد اصرار وي به مسئولان و فرماندهان جنگ بود.

سردار سرتيپ پاسدار غلامعلي رشيد مي گويد:

« عراقي ها تا دي 1359 چهار ماه بعد از جنگ در دو محور عملياتي با هم ارتباط نداشتند. در حالي كه ارتباط بين نيروهايي كه از محورهاي مختلف و نزديك به هم هجوم مي آوردند ، بسيار مهم بود ، هم به خاطر جلوگيري از نفوذ دشمن و جلوگيري از قطع عقبه نيروها و هم به خاطر استفاده يگانها از توان يكديگر در آن شرايط ، در محورهاي «شيب» ، «چزابه» ، «بستان » ، «الله اكبر» ، « طلائيه» ، «جفير» ، « هويزه» و « كرخه كور» دو لشگر « نه زرهي تقويت شده » و « پنج مكانيزه » دشمن عمل مي كردند ، بدون آنكه در نقطه هاي مهم بستان و جفير ارتباطي داشته باشند.

« سردار باقري » بعد از حمله نيروهاي خودي ( در پانزدهم دي ماه 59 ) و عقب نشيني آنها به خاطر ضد حمله سنگين دشمن در جنوب كرخه كور ، حيله دشمن را ( بر اساس مستندات و مكتوبات و گزارشات خود ) متوجه شد و با جرأت تمام گفت : « دشمن در آينده نزديك با نصب پلهاي نظامي روي رودخانه هاي كرخه كور و نيسان و سابله ارتباط جفير و بستان را برقرار مي كند ، تا هم دو جناح اين نيروها را حفظ كند و هم بتواند پشتيباني لازم را از داخل خاك ( شرق هورالهويزه از بستان و جفير و برعكس ) ، داشته باشد.

كمتر از يك هفته از حرف او نگذشته بود كه دشمن با نصب پلهايي روي همان رودخانه ها ، الحاق نيروهايش را انجام داد و بعد با ساختن جاده اي محكم و سد خاكي به ارتفاع دو متر در حاشيه شرقي همين جاده ، توانست مشكلات زيادي براي نفوذ رزمندگان به آن منطقه را به وجود آورد. البته رزمندگان سلحشور ما در عمليات طريق القدس اين سد را در هم شكستند و دوباره ارتباط شمال و جنوب دشمن را قطع كردند »

بنا براين نقش « بايگاني جنگ » كه مي توانست سهم تعيين كننده و مهمي در پيشبرد آن داشته باشد و با استفاده از محفوظات مكتوب و مستند در آن عملياتهايي را با كمترين ضريب خطا و اشتباه انجام داد چقدر نزد سردار حسن باقري حائز اهميت و توجه بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 10:36  توسط گردان وبلاگی کمیل  |