در آن زمان يكي از اساسي ترين خدماتي بود كه در سير هموار نمودن مسايل آن در آينده قابليت و كارآيي داشت.
او معتقد بود مسايل جنگ بايد مكتوب شده و بر روي كاغذ ثبت و تدوين گردند و همواره عنايت مسئولان جنگ را در ارتش و سپاه به اين اصل مهم در ثبت حقايق جنگ توجه مي داد ، و به آنها خاطرنشان مي نمود كه مكتوب كردن طرحها و گزارشاتي كه ارائه مي دهند در آينده آنها را در رساندن به شرايط مطلوب نظامي در حوزه خود مددرسان خوبي بوده و استفاده هاي مفيدي به آنها در بازنگري به مكتوبات گذشته پيرامون وضعيت هاي مختلف و دستيابي به موقعيت برتر در نگاه به آينده راهنما است.
رويه معمول سردار باقري نيز اينگونه بود كه خود شخصاً و به كرات در گاه و بيگاه روزهاي جنگ و نبرد چه پيش و چه حين هر عملياتي ، پس از پيمودن كيلومترها راه كه گاه اگر لازم مي دانست با پاي پياده طي مي نمود ، ضمن نفوذ به اعماق خاكريزها و حتي عقبه دشمن از نحوه آرايش و نوع تحركات تانكها و ادوات آنها به موقع مطلع مي گرديد و همزمان با مشاهده و از زير نظر گذراندن وضعيت ارتش بعث مكتوباتي را به استناد آنچه ديده بود تهيه مي كرد تا بر اساس آنها ارزيابي و تحليل اطلاعات نظامي دقيق و درست را كه منطبق با واقع است به عمل بياورد و از اين طريق ديدگاه خود را از هرگونه ابهام و تيرگي در شناسايي ، ارزيابي و تحليل اطلاعات به دست آمده پاك سازد.
لذا به خاطر فوايد زيادي كه رعايت آن به صحت نتيجه گيري و اقدام يقين مي بخشيد ، همواره مورد اصرار وي به مسئولان و فرماندهان جنگ بود.
سردار سرتيپ پاسدار غلامعلي رشيد مي گويد:
« عراقي ها تا دي 1359 چهار ماه بعد از جنگ در دو محور عملياتي با هم ارتباط نداشتند. در حالي كه ارتباط بين نيروهايي كه از محورهاي مختلف و نزديك به هم هجوم مي آوردند ، بسيار مهم بود ، هم به خاطر جلوگيري از نفوذ دشمن و جلوگيري از قطع عقبه نيروها و هم به خاطر استفاده يگانها از توان يكديگر در آن شرايط ، در محورهاي «شيب» ، «چزابه» ، «بستان » ، «الله اكبر» ، « طلائيه» ، «جفير» ، « هويزه» و « كرخه كور» دو لشگر « نه زرهي تقويت شده » و « پنج مكانيزه » دشمن عمل مي كردند ، بدون آنكه در نقطه هاي مهم بستان و جفير ارتباطي داشته باشند.
« سردار باقري » بعد از حمله نيروهاي خودي ( در پانزدهم دي ماه 59 ) و عقب نشيني آنها به خاطر ضد حمله سنگين دشمن در جنوب كرخه كور ، حيله دشمن را ( بر اساس مستندات و مكتوبات و گزارشات خود ) متوجه شد و با جرأت تمام گفت : « دشمن در آينده نزديك با نصب پلهاي نظامي روي رودخانه هاي كرخه كور و نيسان و سابله ارتباط جفير و بستان را برقرار مي كند ، تا هم دو جناح اين نيروها را حفظ كند و هم بتواند پشتيباني لازم را از داخل خاك ( شرق هورالهويزه از بستان و جفير و برعكس ) ، داشته باشد.
كمتر از يك هفته از حرف او نگذشته بود كه دشمن با نصب پلهايي روي همان رودخانه ها ، الحاق نيروهايش را انجام داد و بعد با ساختن جاده اي محكم و سد خاكي به ارتفاع دو متر در حاشيه شرقي همين جاده ، توانست مشكلات زيادي براي نفوذ رزمندگان به آن منطقه را به وجود آورد. البته رزمندگان سلحشور ما در عمليات طريق القدس اين سد را در هم شكستند و دوباره ارتباط شمال و جنوب دشمن را قطع كردند »
بنا براين نقش « بايگاني جنگ » كه مي توانست سهم تعيين كننده و مهمي در پيشبرد آن داشته باشد و با استفاده از محفوظات مكتوب و مستند در آن عملياتهايي را با كمترين ضريب خطا و اشتباه انجام داد چقدر نزد سردار حسن باقري حائز اهميت و توجه بوده است.