تبليغاتX
سردار شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) - تحصيلات دانشگاهی و فعاليت های جانبی

سردار شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)

تحصيلات دانشگاهی و فعاليت های جانبی

 

بنام خالق بی همتا

 

وي در فروردين سال 1358 به رغم آنكه داراي ديپلم رياضي اخذ شده از قبل از انقلاب بود تصميم گرفت استعداد خود را در زمينه رشته تحصيلي علوم انساني نيز محك بزند ، لذا پس از طي دو هفته مطالعه جدي در امتحانات نهايي سال چهارم متوسطه رشته فوق شركت جست و موفق به دريافت ديپلم علوم انساني گرديد و بلافاصله در كنكور سراسري همان سال شركت كرده و نهايتاً موفق به اخذ قبولي با رتبه 104 در رشته حقوق قضايي دانشگاه تهران گرديد.

اينك غلامحسين فعاليتهاي متعددي را دنبال مي كرد و از زمان بيشترين بهره را مي جست تا به تبعيت از فرامين حضرت امام (ره) كه نياز به حضور جوانان مسئول و متعهد و انقلابي را در صحنه هاي مختلف انقلاب و فعاليتهاي اجتماعي ضروري تشخيص مي دادند ، بتواند ضمن رضاي پروردگار بر فرمان امام و رهبر انقلاب نيز گردن نهد.

فعاليتهاي متفرقه و متراكمي مثل حضور در كميته انقلاب ، جهاد سازندگي ، عضويت در سپاه ، خبرنگاري در روزنامه جمهوري اسلامي و اينك توفيق قبولي و شروع تحصيل دانشگاهي در رشته حقوق قضايي بخوبي حساسيت و مسئوليت پذيري او را نسبت به حضور در نقشهاي مختلف عرصه هاي سياسي ـ علمي و سازندگي انديشه و آباداني و عمران مناطق محروم البته در حد وسعت و توانايي او به خوبي گويا و شاهد است.

وي حتي از فعاليتهاي فرهنگي ـ مذهبي و سياسي در صحنه مسجد محل و اشاعه فرهنگ انسان ساز اسلام در سطح دبيرستاني كه در دوره تحصيل از بانيان تأسيس كتابخانه آن بود دريغ نداشت زيرا مي دانست نوجوانان تا چه اندازه نياز دارند از غفلت ديني و وسوسه هاي دروغين سياسي به دور باشند و سره را از ناسره در مسير پيشبرد انقلاب تشخيص دهند.

تنوع و تعدد فعاليتهاي مختلف سياسي و فرهنگي روز به روز بر انجام انسجام فكري او و زايش و رشد نهال خود باوري، اميد به توفيقات حتمي بيشتر در آينده ، ارزيابي درست از مسائل پيراموني كه گاه با شيطنتهاي بر خواسته از نيات پليد اجانب دشمن و گروهكهاي منافق و ملحد برآن چهره اي به ظاهر واقعي مي بخشيد ، كمك كرده و به او نوعي دور انديشي و بزرگ انديشي واقع بينانه مي داد ضمن آنكه او را از مسائل كوچك و پيش پا افتاده نيز غافل نمي ساخت .

همكاري با كميته انقلاب اسلامي به او بينشي داده بود كه بخوبي مي توانست در مسير دفع مضرات وارده از سوي منافقين و دشمنان انقلاب كه اگر چه همزبان بودند ولي هم دل و هم نيت با شيطان بزرگ و اذنابش بودند به منظور استحاله انقلاب اسلامي به نفع امريكاي جنايتكار ، استفاده كند . ( بينش مكتبي ) .

فعاليتهاي متفرقه در جهاد سازندگي به او دركي مبني بر اين داده بود كه تنها به دست تواناي جوانان دلسوز و مريد اسلام و انقلاب و امام ( ره ) مي توان تمام سختيها را به جان خريد و در آباداني و عمران كشور حضوري هر چند كمرنگ دارد ( بينش محروميت زدايي ).

كار خبرنگاري در روزنامه جمهوري اسلامي آنچنان برداشت و ارزيابي از موقعيت و مقتضاي كنوني آن زمان انقلاب ، ايران ، منطقه ، جهان و در يك كلام اطلاع از نبات دوستان و دشمنان ايران انقلابي به او بخشيده بود كه با كنجكاوي هر چه بيشتر به نوعي در غالب كار خبرنگاري تحركات و رايزنيهاي شيطان بزرگ و هم پيمانانش را كه چشم ديدن ايران انقلابي را نداشته و هر لحظه اميد به اضمحلال موقعيت جديد آن را داشتند دنبال مي كرد ( بينش سياسي ) .

اشتغال در واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي او را از نزديك با راز و رمز دشمني هاي امريكاي شيطان صفت و ايادي داخليش همچون گروهكهاي زبون و اسلام ستيز و تحريك عراق توسط آن آشنا ساخت و هر لحظه ضريب در اختيار داشتن اطلاعات دقيق و خنثي نمودن توطئه هاي آنها را با پيروي از تدابير سياسي ـ نظامي منسجم و واحد افزايش مي داد ( بينش نظامي ) .

فعاليتهاي محدودتر در محيط و فضاي مسجد محل و مدرسه زمان تحصيل كه معطوف بر نوجوانان نيازمند به كسب علم، و آگاهي از ترفندهاي دشمن و شناخت هر چه بيشتر دوست از دشمن بود ، غلامحسين را اميدوار ساخت كه مي توان اين خواسته امام ( ره ) را جامه عمل بپوشاند كه در روزگاري نه چندان دور ارتش بيست ميليوني مورد نظر ايشان رنگ تحقق و عينيت به خود بگيرد و انسجام و وحدت ملي كه به فرمان امام ( ره ) از سوي تك تك دلسوختگان انقلاب خطاب به مردم درد مند حركت رو به جلويي را پديد آورده بود نضج يابد ( اطاعت از امر ولايت ) .

و در نهايت تحصيل در دانشگاه و حضور در ميان دانشجويان ، اساتيد و دانشگاهيان كه قشر روشنفكر جامعه تلقي مي شدند و هر روز در كشاكش ميان راه ثواب از خطاي فضاي سياسي ـ فرهنگي دانشگاه كژدار و مريض به جناحها و دسته هاي مختلف حق يا ناحق ملحق شده و در چالش انتخاب بودند ، او را بصير ساخت كه بايد بر دانش و بينش مذهبي او مكتبي خود بيش از گذشته بيافزايد تا به اين طريق كمكي باشد در راه شناخت واقعي تر روشنفكرانماها از روشنفكران دانشگاهي و ايجاد نوعي مصونيت و صيانت دانشجويان سر در گم در پيروزي بر چالشها و ابهامات پيرامون ايشان تا هر چه بيشتر در جو دانشگاه بتواند مسلط و حساب شده جلوي هر گونه خبط و خطاي احتمالي و عمدي از سوي گروهكها را گرفته و از فرصتهاي ممكنه در راستاي جلوگيري از تحريف انقلاب و انديشمندان آن به دست اين جرثومه هاي فساد و گول خوردگان غرب زده بگيرد ( بينش سياسي در بعد دانشگاه و قشر دانشگاهي ).

به هر طريق غلامحسين افشردي با نام مستعار « حسن باقري » در فاصله يك سال و نيم از گذشت پيروزي انقلاب تا شروع جنگ تحميلي موقعيتهاي گوناگوني را از نزديك تجربه كرد و به دليل اجتناب ناپذير بودن نوع روابطش با محيط هاي مختلف مطبوعاتي ، امنيتي ، نظامي ، دانشگاهي ، و محله اي و امثال آنها و اطلاع يافتن از اخبار پيراموني به ويژه در زمينه هاي مطبوعات داخلي ايران مثل واقعه شكست خورده طبس ، نوژه ، كردستان و درگيريهاي تجزيه طلبانه به اصطلاح خلقي در گوشه گوشه مملكت ، و منطقه اي نظير حمله نظامي شوروي به افغانستان ، تحريكات و تحركات امريكا در منطقه خليج فارس به ويژه در منطقه خاور ميانه و عراق به درك بسيار خوب و بالاتري از مقتضاي كنوني آن زمان رسيد ، به طوري كه شروع به تحليل چرايي شرائط موجود و چگونگي برخورد با حصار هاي پديد آمده توسط دشمن نسبت به نظام جمهوري اسلامي در غالب مقالات ، تحليلهاي مطبوعاتي ، تشريح وضع انقلاب و دشمنان آن و احتمال دگرگوني ها و درگيريهاي نظامي پيدا وپنهان آينده نسبت به ايران نمود ، اما همچنان در جريان موج عظيم تمامي دلسوختگان و فعالان انقلاب چهره اي همچنان گمنام به نظر مي رسيد كه مثل همه درد انقلاب دارد و وحدت ملي مردم و پيروي از ولي فقيه را بعنوان رمز موفققيت و نجات مملكت از دست بيگانگان بر مي شمرد.

در شهريور ماه 1359 وي به دعوت سازمان « امل » لبنان بعنوان خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي ايران براي ديدار از آن منطقه و اردن به مدت 15 روز به كشور هاي مذكور مسافرت نموده و گزارش و ارزيابي تحليلي خود را از اوضاع نا به سامان مسلمانان آن مناطق تهيه نمود كه در روزنامه جمهوري اسلامي به چاپ رسيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 10:33  توسط گردان وبلاگی کمیل  |